|
فروغ و شعر به خاطر دلبستگي به شعر از زندگيش.. از فرزندش جدا شده بود و اكنون شعر براي او جفتي ديگر بود.
چندي نپائيد كه فروغ بار ديگر به تهران برگشت. به نظر مي رسيد كه اختلافاتي او و شوهرش را به دوري از هم واداشته است . تولد پسري به نام كاميار نيز نه تنها نتوانست اين اختلافات را كمتر كند بلكه آنها را گسترده تر ساخت.
ازدواج در همان هنگام كه در دبيرستان درس مي خواند (1329) و 16 سال بيشتر نداشت ناگهان ازدواج كرد .
فرو غ در نوجواني و جواني فروغ پا به دبيرستان گذاشت.دبيرستان خسرو خاور.او به سبب آنكه پدرش دوستدار شعر بود كم كم به خواندن شعر رغبت پيدا كرده بود اما در اين زمان خواندن شعر را با سرعت و حجمي بيشتر ادامه داد و كم كم لحظه هاي سرودن به سراغش آمد.
فروغ در قلمرو شعر و زندگي بزرگ بود و از اهالي امروز بود و با تمام افق هاي باز نسبت داشت و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد هر چند فروغ گفته است: (( حرف زدن در مورد زندگي شخصي به نظر من
|
About![]()
میان پنجره و دیدن
Home
|