|
خاك پذيرنده اشارتي است به آرامش فروغ : (( من آرزوي ديگري ندارم . مي دانم يا شايد فكر مي كنم كه آدم اگر آرزوئي نداشته باشد مي ميرد و اين وحشتناك است
فروغ در نقاشي نيز دست داشت و در زمينه ي موسيقي علاوه بر موسيقي غربي به موسيقي ايرني علاقه ي خاص داشت. او با آنكه در اوج كمال ايستاده بود اما همچون بسياري از هنرمندان وضع مادي زندگي اش خوب نبود.
فروغ هر چه سعي كرد با پناه بردن به شعر و فيلم سازي و تئاتر خود را از انديشيدن به پسرش بر كنار دارد نتوانست.عاقبت براي آن كه جاي خالي پسرش را در زندگي خود پر كند پسری را به فرزندي پذيرفت. حسين فرزند كوچك يك پدر و مادر جذامي بود.فروغ با كسب رضايت پدر و مادر حسين اورا به جاي كامي پذيرفت و نام اسفنديار را بر او گذاشت.
در شهريور 1338به فيلم سازي روي آورد و در شركت گلستان فيلم كه ابراهيم گلستان مديرآن بود به كار پرداخت . اولين كار فروغ فيلم يك آتش بود كه در مورد آتش سوزي مهيبي در اهواز بودكه مهارش هفتادروزطول كشيده بود.اين فيلم درسال1341درفستيوال فيلم كوتاه و مستند ونيز ايتاليا موفق به اخذ مدال طلا و نشان برنز گرديد.
كتاب عصيان فروغ در سال 1338منتشر شد . اين كتاب آخرين تجربه هاي شاعري را نشان مي داد كه سعي دارد فضاي شعري خاص خودش را بيابد . فروغ در كنار پرداختن به هنر و خلاقيت خود همچنان از دغدغه هاي دلبستگي به پسرش بر كنار نبود او كاميار را در كنار هنرش و هنرش را در كنار كاميار مي خواست
زندگي پس از طلاق بعد از جدائي از پرويز براي فروغ موقعيتي پيش آمد تا به خارج سفر كند اما دغد غه هاي حاصل از دلبستگي به پسرش و رنج دوري از او آزارش مي داد
فروغ و شعر به خاطر دلبستگي به شعر از زندگيش.. از فرزندش جدا شده بود و اكنون شعر براي او جفتي ديگر بود.
چندي نپائيد كه فروغ بار ديگر به تهران برگشت. به نظر مي رسيد كه اختلافاتي او و شوهرش را به دوري از هم واداشته است . تولد پسري به نام كاميار نيز نه تنها نتوانست اين اختلافات را كمتر كند بلكه آنها را گسترده تر ساخت.
ازدواج در همان هنگام كه در دبيرستان درس مي خواند (1329) و 16 سال بيشتر نداشت ناگهان ازدواج كرد .
فروغ در قلمرو شعر و زندگي بزرگ بود و از اهالي امروز بود و با تمام افق هاي باز نسبت داشت و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد هر چند فروغ گفته است: (( حرف زدن در مورد زندگي شخصي به نظر من
|
About![]()
میان پنجره و دیدن
Home
|