|
فروغ: (( وقتي به خانه مراجعت كردم كامي را ديدم كه كنار ميز نشسته و با پدر و مادرم مشغول غذا خوردن است . كوچك و رنگ پريده بود . نمي دانم چرا نتوانستم غذا بخورم . وقتي فكر مي كردم دستهايم .. دستها و صورت او را لمس نخواهند كرد دردي به سر تا پاي وجودم چنگ مي زد. بعد از ناهار با هم روي تخت درازكشيديم . در آن حال فكر مي كردم كه اگر من بروم چه كسي موهاي او را شانه خواهد زد ؟ چه كسي او را به قدر من دوست خواهد داشت؟چه كسي .......؟ميدانم كه افكارم در آن لحظه كا ملا بيهوده بودند چون در هر حال من از زندگي او بيرون رفته بودم. )) به هر حال در سال 1335فروغ براي ديدار از ايتاليا عازم رم شد ديدار از ايتاليا يك بهانه بود. او ميخواست خود را از محيطي كه در آن گرفتار شده بود رها سازد. فروغ : (( فشار زندگي و فشار محيط و فشار زنجيرهائي كه به دست و پاهايم بسته بود پريشانم كرده بود . من مي خواستم يك زن يعني يك بشر باشم. مي خواستم بگويم من هم حق نفس كشيدن و حق فرياد زدن دارم . تصميم گرفتم مدتي از محيط دور شوم . )) بعد از بازگشت به ايران فروغ يكسره به هنر و خلاقيت خود پرداخت حايري:(( فروغ همه اشعار سعدي و غزليات حافظ را حفظ بود و يك لحظه از مطالعه دست بر نمي داشت.)) در سال 1336مجموعه ي اشعار ديگري از فروغ با نام( ديوار) منتشر شد . اين مجموعه نموداري از پيشرفت او در عرصه ي شعرودست يافتن او به تجربه هاي تازه اي بود.بعد كه تجربه ها بيشتر شدند او با شاملو و نگرش دگرگونه ي او به (زبان) آشنا شد. فروغ: (( وقتي كه ((شعري كه زندگيست)) از شاملو را خواندم متوجه شدم امكانات زبان فارسي زياد است. اين را كشف كردم كه مي شود ساده حرف زد.))
|
About![]()
میان پنجره و دیدن
Home
|